السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
517
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
عهد در معانى وصيّت ، امر ( فرمان ) ، پيمان ، سوگند ، امان و غير آن آمده است . 1 چنان كه در آياتى متعدد در هيئتهاى مختلف ( ماضى ، مضارع و اسم ) به كار رفته است . 2 در قرآن كريم وفاى به عهد و پايبندى به آن از صفات مؤمنان شمرده شده است . 3 عهد در اصطلاح عبارت است از التزام و پيمان بستن با خدا بر انجام دادن يا ترك كارى . 4 عهد در فقه ، در باب جهاد به معناى معاهده [ آتش بس ] به كار رفته است ( - - ) آتش بس ) . موضوع سخن در اين نوشتار ، عهد به مفهوم اصطلاحى آن است كه در فقه همراه عنوانهاى نذر و يمين ، عنوان بابى مستقل است . ماهيّت : عهد از ايقاعات ( - - ) ايقاع ) است . الحاق عهد به قسم يا نذر : در اينكه عهد در حكم قسم و محكوم به احكام آن است ، يا در حكم نذر و محكوم به احكام آن ، ديدگاهها مختلف است . برخى ، احكام قسم را بر عهد جارى دانستهاند . بنابر اين ، در مواردى كه قسم منعقد مىشود ، عهد نيز منعقد مىگردد ؛ چنان كه در موارد بطلان قسم ، عهد نيز باطل است 5 ( - - ) قسم ) . در مقابل ، برخى احكام نذر را بر عهد نيز جارى كردهاند 6 ( - - ) نذر ) . اركان : صيغه ، مُعاهِد [ تعهّد كننده ] و متعلق عهد از اركان عهد به شمار مىروند . 1 . صيغه : عهد به صرف نيّت آن تحقق نمىيابد ؛ بلكه تحقق عهد منوط به تلفظ به مفاد آن است ؛ 7 ليكن برخى قدما عهد را به صرف نيّت تحقق پذير دانستهاند . 8 صيغهء عهد عبارت است از اينكه معاهد بگويد : « عاهَدتُ اللَّهَ » يا « علىَّ عَهدُ اللَّهِ أن أفعلَ كَذا او أترُكَ كَذا » و يا به فارسى بگويد « با خداى خويش عهد مىبندم كه فلان كار را انجام دهم يا ترك كنم » . البته مىتواند انجام دادن يا ترك كار را مشروط به تحقق امرى ديگر ، همچون بازگشت توأم با سلامت مسافرش از سفر ، كند . 9